ایران ایستاده تا راه را گم نکنیم

  • ۱۵

پیش‌نویس: به مناسبت روز ایران‌شناسی و ایران‌گردی، یادداشتی در صفحه ۸ روزنامه آرمان ملی نوشتم.

 

سی ام اردیبهشت در گاهنامه ایرانی، به‌عنوان روز «ایران‌شناسی و ایران‌گردی» نام‌گذاری شده است، روزی برای شناخت بهتر و بیشتر ایران عزیز، این دردانه زمین که به‌گواه بیشتر شرق‌شناسان و جهان‌گردان، یکی از زیباترین و پرمعناترین کشورهای دنیاست. براساس ضوابط سازمان جهانی یونسکو، ایران جزء ده کشور برجسته باستانی، تاریخی و فرهنگی جهان بوده و از نظر جاذبه‌های طبیعی نیز رتبه پنجم جهان را در اختیار دارد.

امسال در حالی روز ایران‌شناسی و ایران‌گردی را گرامی‌ می‌داریم که شیوع بیماری کرونا در کشور، امکان بهره بردن از زیبایی‌های ایران عزیز را از ما سلب کرده است؛ اما به‌جاست که در این روز بیشتر به شناخت این سرزمین دیرپا و پر مفهوم همت گماریم.

در زبان باستانی «ایره» به معنای آزادگی و «ان» پسوند مکان است، در نتیجه ایران یعنی سرزمین آزادگان. ایران سرزمینی کهن است که تاریخ مردمانی که در آن زیسته‌اند نشان می‌دهد به‌راستی سرزمین آزادگان بوده، هست و خواهد بود. زمانی که آموزه‌های نورانی اسلام با سابقه تمدن دیرپای این سرزمین در هم آمیخت، فرهنگ و تمدنی ایرانی- اسلامی را رقم زده که در جهان به زیبایی می‌درخشد.

وقتی از ایران‌شناسی حرف می‌زنیم، زیبایی‌های سرزمین‌مان به یادمان می‌آید؛ از البرز و زاگرس سرافراز تا دریای کاسپین و خلیج پارس؛ از دلیری مردان و نجابت زنان تا رشادت شهیدان و غیرت رزمندگان؛ که لازم است آنها بشناسیم و به دیگران نیز بشناسانیم، تا راه را گم نکنیم.

ایران‌شناسی کاری مبتنی بر تعصبات جغرافیایی نیست، بلکه نگاهی است بر حقیقتی که در جهانِ گذشته وجود داشته و در آن کارهایی شده و ارزش‌هایی را به عرصه تاریخ آورده و مردان و زنان بزرگی را پرورش داده و در نتیجه راهی را برای یک زندگی و زیست انسانی، مبتنی بر آگاهی، علم و اخلاق ایجاد کرده است.

بخش زیادی از دانسته‌های ما از ایران، برمی‌گردد به تلاش شرق‌شناسان و ایران‌شناسان غربی، گرچه نمی‌توان تمام زحمات آنها را یکسره نادیده گرفت، اما در بسیاری از آنها نیز باید با دیده تشکیک نگریست. به‌نظر حضرت آیت الله سید محمد خامنه‌ای، ریاست بنیاد ایران‌شناسی «غربی‌ها عامدانه و به غرض، ایران را یک منطقه مبهم و تاریک به لحاظ تاریخی جلوه داده‌اند. آنها کشفیانی از هندوستان، مصر و حتی از بین‌النهرین را مرتب مطرح و بزرگنمایی می‌کنند، اما به ایران که می‌رسند، سرپوش می‌گذارند؛ چرا که نیاکانشان به آنها گفته‌اند این ملت،‌ ملت بزرگی‌ست؛ اگر موقعیت خودش را بشناسد بر دنیای فکر و علم و عقل مسلط خواهد شد و برای شما جایی باقی نمی‌گذارند».

هویت ملی، یکی از مهم‌ترین ابزارها برای مقابله با سلطه تمامیت خواه قدرت‌های برتری طلب محسوب می‌شود، به خصوص زمانی که این هویت بر تاریخی چند‌هزار‌ساله و تمدنی دیرینه استوار باشد که درون خود مردمی خداباور، خردپیشه، اندیشه‌ورز، آگاه و پیشرو را به نمایش خواهد گذاشت.

شناخت این چنین هویتی و ارج نهادن به آن بی‌شک سدی محکم در برابر تهاجم فرهنگی خواهد بود. پژوهش در مورد ابعاد مختلف ایران و تولید منابع دست اول علمی، چندین دهه است که به دغدغه‌ مسئولین و نهادهای دانشگاهی و فرهنگی تبدیل و اقداماتی نیز در این خصوص انجام شده، اما با وجود تاثیرات غیرقابل انکار، از همبستگی و همگرایی لازم برای شناساندن فرهنگ اصیل ملی و مذهبی ما در مقابل هجمه فرهنگی غرب برخوردار نبود، بنیاد ایران‌شناسی به‌عنوان موسسه علمی و پژوهشی با شخصیت مستقل و وابسته به نهاد ریاست جمهوری، وظیفه گسترش و سامان‌مند ساختن این پژوهش‌ها را بر عهده گرفته و با تشکیل شعب در استان‌ها و مناطق مختلف، بر شناختن و شناساندن دقیق جلوه‌های گوناگون فرهنگ و تمدن ایرانی در معنای وسیع کلمه اهتمام دارد.

یافتن منابع و مستندات دقیق از خاستگاه و منشا آغاز حیات انسان در رشته کوه‌های زاگرس که در همایش بین‌المللی زاگرس‌شناسی مورد اتفاق نظر اساتید و پژوهشگران ایرانی و خارجی قرار گرفت، تنها یکی از اقدامات ارزنده‌ای است که تاکنون از سوی بنیاد ایران‌شناسی انجام شده است، اما هنوز ناشناخته‌های بسیاری از این سرزمین نیاکانی باقی مانده است که شناسایی دقیق آن همت بیشتری را می‌طلبد.

 

جهت مشاهده صفحه روزنامه اینجا کلیک کنید.

جهت خواندن متن یادداشت در سایت روزنامه اینجا کلیک کنید

زاگرس زادگاه سفال و ظروف منقوش

  • ۱۹


سفال1 عبارت است از اشیاء و ظروفی که از گِل ساخته و پخته شده‌اند. اشیاء ساخته شده از گل در ردیف بادوام‌ترین آثار باستانی قرار دارند، ولی سفالینه‌ها به دلیل نوآوری که با پختن گِل پدید آمده ماندگاری بیشتری داشته و با نقوشی که بر آنها تصویر می‌شده، در حوزه فرهنگی، اهمیت بالاتری دارند.
در دوره پارینه‌سنگی میانی بین 300 هزار تا 40 هزار سال پیش، آثار بر جای مانده از غارنشینی در کوه‌های زاگرس به‌دست آمده که بیانگر سکونت انسان در این مناطق بوده است، پس از آن ابزار چخماقی موسوم به دوره موستری2 با قدمتی بیش از 40 هزار سال به چشم می‌خورد، در دوره پارینه‌سنگی پسین بین 38 هزار تا 19 هزارسال پیش در ناحیه زاگرس میانی ابزار سنگی و چوبی روایج و تنوع بیشتری می‌یابد و فرهنگی رغم می‌خورد که به فرهنگ برادوستی3 مشهور است و تا پایان آخرین عصر یخبندان4 در حدود 11 هزار و 700 سال پیش ادامه می‌یابد. در همین دوران ساخت سفالینه‌ها در زاگرس میانی آغاز شده است.
«رومن گیرشمن» سابقه تولید سفال در منطقه زاگرس را به دوره انسان غارنشین نسبت می‌دهد. وی در کتاب ایران از آغاز تا اسلام چنین می‌نویسد: «در عهدی که آنرا می‌توان بین 10 تا 15 هزار سال پیش از میلاد قرار داد، تغییر آب و هوا صورت گرفت. عهد بارانی از بین رفت و عهدی که در اصطلاح آنرا عهد خشک نامند و هنوز هم ادامه دارد، جانشین آن گردید. در این عهد، انسان پیش از تاریخ که بیشتر در نجد ایران می‌زیست، در غارها یا پناهگاه‌های سنگی سکونت داشت. در بهار سال 1949 ما نخستین بار در ایران آثار بقایای انسان عهد مزبور را در حفاری غاری در «تنگ پبده5» در کوه‌های زاگرس6 تشخیص دادیم. در اینجا انسان برای تهیه خوراک خود به شکار می‌پرداخت. انسان در آن موقع یک نوع ظروف سفالین ناهموار را که به طور ناقص پخته بود به کار می‌برد و در پایان دوره سکونت در غار این ظروف از فرط دودخوردگی به رنگ سیاه سیر در آمده بود». 
این مورد را می‌توان قدیمی‌ترین تاریخ ظهور و توسعه سفال دانست. این ظروف ناهموار و نیم‌پخته توسط نسل‌های بعدی به مرور تکامل یافته و به سفالینه‌هایی زیبا و منقوش تبدیل شدند.
این مدارک مستند موجب اثبات این فرضیه است که سفالگری و بافندگی که از صنایع وابسته به کشاورزی و دامداری هستند، در رشته کوه‌های زاگرس ایران آغاز شده است.
با کشف اولین شهرها7 در دامنه‌های زاگرس مشخص شد از چند جهت اساسی تمدن در این ناحیه، از تمدن مصر دست‌کم پنج قرن، از تمدن هند بیش از هزار سال و از تمدن چین دوهزار سال پیش‌تر است. این نظر را آرتور اپهام پوپ در کتاب شاهکارهای هنر ایران تایید کرده است.
ظروف سفالی به صورت سالم، شکسته و خرد شده در میان رایج‌ترین آثار مکشوفه باستان‌شناسی قرار دارند و شکل، شیوه ساخت و نقوش آنها، مبانی هزاران توصیف و تحلیل را فراهم آورده است.
در خلال همین زمان نقاشی روی سفال آغاز شد، بشر علاوه بر جنبه کاربردی سفال در زندگی روزمره، از نقوش مختلف هندسی، انسانی، گیاهی، حیوانی، موضوعی و نمادین که بر سفال نقش می‌زده، برای بیان وضعیت محیط و زندگی، اعتقادات، باورها و روایت موضوعی خاص استفاده کرده و کلیه خصوصیت‌های زندگی خود اعم از مذهبی، آئینی، اخلاقی و هنری را با نقش بر سفال تصویر می‌کرده است.
باید در نظر داشت انتقال پیام از طریق تصویر به شکل‌های گوناگون از قدیمی‌ترین ایام، یعنی از زمان انسان غارنشین وجود داشته است. قبل از ابداع خط، انسان اولیه منویات و مشاهدات خود را نقش می‌کرد. همین نقوش مقدمه‌ اختراع اولین خط تصویری، ایدئوگرام یا هیروگلیف و اندیشه‌نگاری بوده است. در نتیجه می‌توان گفت نقوش روی سفال‌های پیش از تاریخ در واقع خط مردم آن روزگار بوده است. گیرشمن عقیده دارد نقش‌های ظروف سفالی، متعلق به دوره‌ای است که بی‌فاصله، قبل از اختراع فن کتابت قرار داشته و جرج کنتو در کتاب «صنایع ایران» نقوش روی سفال را کتاب‌های اولیه ایران‌زمین تصور کرده است.
زاگرس‌نشینان آنقدر در صنعت سفالگری و نقاشی روی آن که خود هنر مشکل و زمان‌گیری است، موفق شده بودند که بعضی از آثار سفالین آنها جزء شاهکارهای صنعت سفالگری جهان به حساب می‌آید. در هیچ نقطه دیگر، نظیر هنر نقاشی روی سفال، هم‌زمان با سفالینه‌های منقوش زاگرس ایران، یافت نشده و این امر می‌رساند که حوزه تمدنی-فرهنگی زاگرس زادگاه اصلی ظروف منقوش است.


  1- Potsherd
  2-  Mousterian 
  3- Baradostian culture
  4- Last Glacial Period
  5- Pabda
  6- نشانی دقیق این مکان کوه‌های بختیاری واقع در شمال شرقی شوشتر است.
  7- از این شهرها می‌توان به قلعه جرمو در شرق شهر کرکوک، تپه حسونه در جنوب موصل و تپه گوره در بانه اشاره کرد.
 

نقش زنان در حفظ و ترویج گویش‌های محلی -بررسی موردی گویش نهاوندی

  • ۱۸

نکته: مقاله پژوهشی نقش زنان در حفظ و ترویج گویش‌های محلی به عنوان اولین نمود میراث فرهنگی ناملموس (بررسی موردی گویش نهاوندی) را در راستای کارهای پژوهشی بنیاد ایران‌شناسی دفتر منطقه‌ای زاگرس نوشتم و در همایش بین‌المللی جایگاه زن در تمدن ایران و اسلام پذیرفته شده و در کتاب چکیده مقالات همایش درج شده است.
در ادامه نگاهی به این مقاله خواهیم داشت.

چکیده:
میراث فرهنگی ناملموس نشانگر اصلی تنوع فرهنگی در بین جوامع است، که نقش مهمی در گفتگو بین فرهنگ‌های مختلف ایفا کرده و در عین حال موجب مقاومت فرهنگی در برابر تفکر یکسان‌سازی فرهنگیِ قدرت‌های برتری‌طلب خواهد داشت.
از آنجا که لازمه حفظ و ترویج میراث فرهنگی ناملموس، انتقال بین نسلی از طریق آموزشِ سینه به سینه یا شفاهی است، بخش چشمگیری از تجلیات میراث فرهنگی ناملموس از اساس زنانه بوده و در بستر خانواده شکل می‌گیرد.
سنت‌ها و اصطلاحات شفاهی از جمله زبان، اولین نمود میراث ناملموس دانسته شده و بعضی زبان‌ها و قالب‌های زبانی در ردیف آثار جهانی ناملموس ثبت شده است. اما انواعی از میراث زبانی مانند گویش‌های محلی امروز در معرض خطر قرار گرفته‌اند.
گویش نهاوندی که در فهرست ملی میراث فرهنگی ناملموس نیز به ثبت رسیده به عنوان میراثِ مشترک مردم این شهر در فرهنگ، تفکر، اقلیم، زیبایی‌شناسی، ارزش‌های جمعی و جهان‌بینی آنها ریشه دارد.
میراث زبانی را بیش از سایر نمونه‌های میراث فرهنگی ناملموس می‌توان زنانه دانست، زیرا آموزش زبان به نسل بعدی حتی در مردانه‌ترین جوامع نیز، همواره کار زنان بوده تا آنجا که زبان اصلی هر شخص را زبان مادری می‌نامند. اما در سال‌های اخیر با کم اهمیت جلوه داده شدن گویش‌های محلی این گویش‌ها مردانه قلمداد شده و زنان به زبان معیار رسمی گرایش یافته‌اند و همین سبب شده بخش کثیری از نسل‌های آینده بدون آموزش گویش محلی به اجتماع وارد شده و گویش محلی خود را به عنوان زبان دوم در محیط بیاموزند و این روند سبب نقص در آموزش و از میان رفتن بخش زیادی از اصطلاحات و کلمات در نسل‌های جدید شده که همین امر گویش نهاوندی را در معرض خطر قرار می‌دهد.
در این مقاله به گویش نهاوندی به عنوان سرمایه‌ای فرهنگی نگریسته شده و ضمن بررسی نقش زنان در حفظ و ترویج آن به آسیب‌شناسی دلایل عدم گرایش زنان، برای تکلم و آموزش آن پرداخته شده است.

روش‌شناسی
روش این پژوهش به صورت میدانی و گاه کتابخانه‌ای بوده و با بررسی آسیب‌های وارد شده به گویش نهاوندی بر اثر اتفاقات تاریخی و نقش عدم آموزش به کمرنگ شدن کاربرد آن صورت گرفته است.
ابزار گردآوری اطلاعات آن به صورت ثبت شفاهی از طریق گویش‌وران این گویش و مطابقت نوع گویش در افراد مسن، کسانی که گویش نهاوندی را به عنوان زبان مادری آموخته و نسل جدید انجام شده و برخی موارد نیز از میان منابع زبان‌شناسی و مکتوب جمع‌آوری شده است.

در این مقاله پژوهشی، ضمن بررسی اهمیت میراث فرهنگی ناملموس به عنوان تداوم‌بخشِ فرهنگ یک جامعه، به بررسی گویش نهاوندی به عنوان یک میراث معنوی پرداخته شده و نقش زنان در حفظ و انتقال آن به نسل‌های بعدی تحلیل شده است.

در بخشی از این مقاله چنین آمده:
در خصوص گویش نهاوندی آنچه مشهود است غالب شدن زبان معیار به خصوص در میان زنان و دختران است که سبب شده آنچه فرزندان در خانواده می‌آموزند، زبان معیار باشد و با گویش نهاوندی در خیابان و محیط‌های غیر از خانه برخورد داشته باشند. در این خصوص چون کودک آموزشِ زبانی خود را پیرامون زبان فارسی معیار می‌بیند، حتی در صورت آموزش تکلم به گویش نهاوندی با بسیاری از اصطلاحات و حتی کاربرد‌ها و شیوه دستوری گویش نهاوندی بیگانه شده و به مرور زمان، سبب می‌شود، گویش نهاوندی از شکل اصلی خود خارج شده و بیشتر به لهجه شبیه شود، زیرا سبب شده بسیاری از کلمات فراموش شده و با کلمات زبان رسمی جایگزین شود، به عنوان نمونه در گویش نهاوندی چهار واژه «موزه»، «اورسی»، «پالا» و «گالش» در برابر واژه فارسی «کفش» وجود داشته است. «موزه» مربوط به کفش‌های درباری بوده که نوک آنها رو به بالا برگشته و به دلیل از میان رفتن این پوشش نزدیک به یک قرن است دیگر استفاده نمی‌شود، «اورسی» کفش رسمی و مهمانی‌های خاص بوده، «پالا» کفشی بوده که به صورت روزمره استفاده می‌شده و «گالش» به کفشی اطلاق می‌شده که راحت بوده و برای دویدن، کوه‌نوردی یا کارهای بدنی استفاده می‌شده است، اما در حال حاضر استفاده از آنها بسیار کمرنگ شده و تلفظی لهجه‌گونه از کفش به صورت «کِووش» جایگزین شده است.

در بخش پایانی مقاله چنین نتیجه‌گیری شده است:
با توجه به قدرت و همه‌گیری زبان معیار در جامعه، بسیاری از خانواده‌ها تلاش می‌کنند زبان معیار را به عنوان زبان اولیه به کودکان آموزش دهند، که در این میان نیز نقش اساسی را زنان در نقش مادری بازی می‌کنند؛ این شیوه گرچه به نظر مفید می‌رسد اما از چند جلوه سبب بروز مشکلات عدیده‌ای برای نسل‌های بعدی می‌شود. نخست: بخش وراثتی زبان در کودکان حامل گویش نهاوندی است، دو: مادر و پدر با وجود تکلم به زبان معیار در ناخودآگاه ذهنی خود به گویش نهاوندی می‌اندیشند و آنرا به صورت ترجمه شده به زبان معیار برمی‌گردانند، سه: کودک در دوگانه‌گی زبان معیار و گویش نهاوندی قرار می‌گیرد. افراد با او به زبان معیار سخن گفته و در محاورات دیگر وی شاهد برقراری ارتباط با گویش نهاوندی است، چهار: کودک با ورود به مدرسه آموزش زبان معیار را طی می‌کند.  این دلایل عمده و دلایل دیگری سبب می‌شود ذهن کودک به عنوان نسل بعدی فاقد یک پیوستگی زبانی شده و وی را با میراث زبانی بیگانه می‌کند.
به طور نمونه کودکانی که زبان اولیه آنها زبان معیار است نسبت به کودکانی که گویش محلی را به عنوان زبان مادری آموخته‌اند از توانایی کمتری در کاربرد زبان معیار برخوردار هستند. علاوه بر این در صورت آموزش گویش نهاوندی در خانواده و سپس آموزش زبان معیار از طریق رسانه‌ها و نظام آموزشی، کودکان توانایی تکلم به هر دو زبان را دارا شده و این خود سبب گسترش دایره واژگانی و توانایی بیشتر کاربرد زبان در کودکان می‌شود.
استفاده از گویش نهاوندی در بازار، گرایش شدید مردان به تکلم به این گویش، استفاده از گویش نهاوندی در برنامه‌های طنز و قرار دادن آن در ردیف لودگی‌، بی‌کلاس دانستن تکلم به گویش محلی، وجود اصطلاحاتی در گویش محلی که ممکن است در زبان معیار بی‌ادبی یا لمپنی قلمداد شود، سبب شده، زنان و دختران گرایش خود به تکلم به گویش نهاوندی را از دست داده و به زبان معیار روی آورند و این امر زنجیره آموزش سینه به سینه و شفاهی این گویش را قطع کرده است.
با این تفاسیر می‌توان نتیجه گرفت که اولین قدم برای حفظ و تداوم این گویش به عنوان میراث فرهنگی ناملموس شهر نهاوند که با خود فرهنگ سنتی این جامعه را حمل و حفاظت می‌کند، ترغیب زنان و دختران به تکلم به این گویش و آموزش آن به نسل‌های بعد باشد.
 

تلاشی برای شناخت علمی ایران

  • ۵۸

دومین جشنواره و اولین همایش پایان‌نامه‌های ایران‌شناسی (ایران‌نما) بیست و یکم بهمن ماه در دانشگاه خوارزمی تهران برگزار خواهد شد.
این برنامه در ادامه جشنواره سال گذشته است که به همت هسته فنآور فیفتاو آغاز شده و امسال با همکاری بنیاد ایران‌شناسی دفتر منطقه‌ای زاگرس و تعدادی از دانشگاه‌ها و موسسات مرتبط با حوزه ایران‌شناسی برگزار می‌شود.
پایان‌نامه‌ها را می‌توان از مهمترین منابع پژوهشی دانست که متاسفانه چندان مورد حمایت قرار نمی‌گیرند، در حالی که بیشتر کشورهای توسعه‌یافته، بیشترین حمایت را از پایاننامه‌های دانشجویی انجام می‌دهند، در کشور ما حتی پایان‌نامه‌های حوزه ایران‌شناسی بیشتر به نوعی رفع تکلیف دانشجویان برای اخذ مدرک کارشناسی ارشد و دکتری شبیه شده‌اند.
در این برنامه تلاش داریم مجموعه‌ای از چکیده مبسوط پایان‌نامه‌های رسیده را در قالب کتاب منتشر نماییم تا منبعی علمی در حوزه‌های مختلف ایران‌شناسی در اختیار پژوهشگران قرار دهیم.
ایران عزیز، میهن ماست و تلاش برای شناسایی و شناساندن آن، چنان که بوده و هست، وظیفه سنگینی است که همه بر دوش داریم، ما راه خود را آغاز کرده‌ایم تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.
علاقمندان جهت کسب اطلاعات بیشتر به سایت یا کانال تلگرام برنامه مراجعه کنند.

 

با احترام محمدرضا عطایی
دبیر دومین جشنواره و اولین همایش پایان‌نامه‌های ایران‌شناسی (ایران‌نما)